الفيض الكاشاني

91

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

در صحيح بخارى و مسلم از ابى سعيد خدرى از پيامبر خدا ( ص ) روايت شده كه « 11 » فرموده است : « در ميان آنها كه پيش از شما بودند مردمى بود كه نود و نه تن را كشته بود از داناترين و زاهدترين مردم روى زمين پرسيد راهبى را به او نشان دادند ، نزد راهب رفت و گفت : من نود و نه تن را كشته‌ام آيا مرا توبه‌اى هست ؟ راهب پاسخ داد : نه ، آن مرد راهب را كشت ، و عدد كشته‌هايش به صد رسيد . سپس از داناترين مردم روى زمين پرسيد ، او را نزد مرد عالمى راهنمايى كردند . آن مرد به عالم گفت : كسى است كه صد نفر را كشته است آيا برايش توبه‌اى هست ؟ عالم پاسخ داد : آرى چه كسى مىتواند ميان او و توبه حايل شود . به فلان سرزمين برو كه در آن جا مردمانى هستند كه خدا را عبادت مىكنند تو هم با آنان خدا را عبادت كن ، و به ديار خود باز نگرد كه آن جا سرزمين بدى است . آن مرد به آن جا روانه شد چون نيمى از راه را پيمود مرگ او فرا رسيد . فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب دربارهء او به مخاصمه پرداختند ، فرشتگان رحمت گفتند : او در حال توبه از ته دل رو به سوى خدا آورده بود . فرشتگان عذاب گفتند : وى هرگز كار نيكى انجام نداده است . فرشته‌اى به صورت آدمى نزد آنها آمد ، آنان او را ميان خود داور قرار دادند . وى گفت : مسافت ميان دو سرزمين را اندازه‌گيرى كنيد به هر طرف نزديكتر باشد در زمرهء مردم آن خواهد بود . چون اندازه‌گيرى كردند دريافتند به سرزمينى كه قصد آن جا را داشت نزديكتر است . از اين رو فرشتگان رحمت جان او را گرفتند . » در روايت ديگرى آمده است : « به سرزمين شايستگان به اندازهء يك وجب نزديكتر بود و او را از مردم آن قرار دادند . » باز در روايت ديگرى است : « خداوند به آن زمين فرمان داد كه دور شود و به اين زمين وحى كرد كه نزديك آيد ، فرمود : ميان هر دو را اندازه‌گيرى كنيد چون اندازه گرفتند او را يك وجب به سرزمين عابدان نزديكتر يافتند . از اين رو خداوند او را آمرزيد . » از اين روايت دانسته مىشود كه خلاصى از عذاب الهى جز به رجحان كفّهء حسنات بر سيّئات ممكن نيست هر چند اين رجحان به اندازهء مثقالى باشد . بنابر اين توبه كننده ناگريز است حسنات خود را زياد كند . اين حكم عزم تدارك اعمال گذشته بود . امّا عزم مربوط به آينده منوط به آن است كه با خداوند پيمانى استوار و عهدى محكم بندد كه به آن گناهان و نظاير آنها باز نگردد ، مانند بيمارى كه بداند ميوه براى او ضرر

--> ( 11 ) صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، ج 8 ، ص 104 .